لسان الملك سپهر
92
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
آنگاه گفت : يا لها نصيحة زلّت عن عذبة فصيحة اذا كان دعاها وكيعا « 1 » و معدنها منيعا . يعنى : اين سخنان من برآمده است از زبان فصيح اگر باشد كسى كه نگاهدارد و به كار بندد . اين بگفت و از جهان رخت بدر برد . اوس بن ربيعة بن كعب و ديگر از معمرين اوس بن ربيعة بن كعب بن اميّة الاسلمى است و او دويست و چهارده ( 214 ) سال در اين جهان بزيست و وقت مردن اين شعر بگفت : لقد عمّرت حتّى ملّ اهلى * ثوائى عندهم و سئمت عمرى و حقّ لمن اتى مائتان عاما * عليه و اربع من بعد عشر يملّ من الثوا فى صبح يوم * يآب به و ليل بعد يسرى فابلى « 2 » جدّتى و تركت شلوا « 3 » * و ماج بما اجنّ ضمير صدرى خلاصهء سخن وى آن است كه مىگويد كه : چندان بزيستم كه مردم من از من ملول شدند و من خود نيز ملول گشتم ، سزاوار است كسى را كه دويست و چهارده ( 214 ) سال عمر كند از منزل خود دلتنگ گردد ، همانا جوانى من برفت و راز من آشكار شد . نصر بن دهمان بن سليم و ديگر از معمرين نصر بن دهمان بن سليم بن اسمع بن رتب بن غطفان است و او صد و نود ( 190 ) سال عمر كرد و عقلش برفت و مويش سفيد شد و دندانهايش بريخت ، قوم بر وى محزون شدند و در حضرت يزدان بناليدند تا خداى ديگر باره به دو عقل و جوانى بازآورد و مويش سياه شد . عباس بن مرداس السلمى اين شعر در
--> ( 1 ) . وكيع : يعنى استوار و سخت . ( 2 ) . بلى : كهنگى ، كنايه از زمان . ( 3 ) . شلو : اندام يا گوشت .